تبليغاتX
نام من...هيچكس

نام من...هيچكس

فيلم-موسيقي

Now we are all stoned

پيش خودم ميگم علي
همه آهنگها رو كه نباس تو يه خلآ روحي گوش داد
يه جاي تنها
يه صحراي بزرگ
يه كوير طولاني
يا بين مه و برف اسالم به خلخال كه
براي بعضي آهنگها
بايد در دل مردم رفت
با نگه داشتن تمام اون چيزي كه داري
و بهش رسيدي
بايد بزني به دل مردم
به دل مهمترين دشمنان زندگي خودت
بايد نگاهشون كني
بدون اينكه اونها بفهمن
بدون اينكه بدونن كه توي گوشهات..

وسط سرت غوغايي برپاست از آهنگهاست

بايد فكر كنن كه داري نگاهشون مي كني
به شاديهاشون
به بودنشون..به خنده ها و غمهاشون
بايد فكر كنن از حضورشون لذت مي بري
بهت لبخند بزنن و تو هم جواب بدي
اما در سرت...ميان دو تا گوشهات غوغايي برپاست
بعد يهو دنياي اطرافت
شروع كن به آهسته حركت كردن
تو شب
موقعي كه اين مردم با نور

با كانونهاي خانوادگي غرق در لذت مي شن

تو حس كني كه سرعتت اينقدر اومده پايين
كه ميتوني با هر نگاه تمامشون رو برانداز كني
توي ماشين بشيني
كنار رفيقت
بي رفيق كه نميشه
بي عشق كه نميشه
حرف نزني
نگاه كني
روي فاز باشي
اون بالاها
آهنگ رو بذاري
حالا داره جاي هر دو مون حرف مي زنه
داره بهمون مي گه
و آدمها رو نشون ميده
ميگه نگاه كن..تو اين آهستگي نگاه كن

اونها قلبهاي ما را ريجكت مي كنن
اونها ما را به سنگ مي بندند
اونها ميخوان تو رو اصلاح كنن
تو رو درست كنن
اونجوري كه مي خوان
اونجوري كه خودشون دوست دارن
يه جور فروپاشي
و تو باز نگاه كني
بري تو دنياي خودت
اين سختترين كار دنياست
به رفيقت نگاه كني
بخندي
سيگار بكشي
و بگي آره
دنياي من...
دنياي من قويتر است
قويتر از تمام مردم..
هارموني وحشتناك آهنگ
لايه هاي زيرين آهنگ
صداي جمعيت اول آهنگ
صداي تظاهرات
صداي بودن
ديوانت مي كنه
سرت رو تكون ميدي
كار سختي داري
گريه كردن هم آزاده
تو مي خواي خودت باشي...
كنار رفيقت
كنار عشقت
بي رفيق كه نميشه
بي عشق كه نميشه

Archive - Collapse Collide.Mp3-Download

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 فروردین1391ساعت   توسط نوبادي  | 

مثل عقرب..موقع مرگ...تند تند نفس ميكشم..آروم آروم گيج مي شوم


" درايو " رو دوست نداشتم...

دست خودم نبود...موسيقي عالي و نورپردازي معركه اش هم نتونست كاري بكنه

من سختگير شده ام...

قهرمان من 32 ساله..بايد خيلي فراتر از اين راننده عاصي باشد

قهرمان من..داغون تر...پكيده تر..عاصي تر و خونين تر خواهد بود...

درايو رو دوست نداشتم...اما خب..فيلمي كه توش انتقام باشه و خون

و خيزش و جهيدن...حتمآ فيلم قابل توجهيه...خيلي مهمتر از ايستايي و انفعال



پي نوشت: موسيقي..خيلي خوب...تيتراژ معركه...

و اينكه آدم كم كم به اين فكر ميفته موقع موسيقي و تصويرهاش

كه بدون علف..اصلآ ووداستاك وجود خارجي داشت؟

من كه مي گم نداشت...هرگز نداشت.


Drive OST - Kavinsky & Lovefoxxx - Night Call


Drive OST- College - A Real Hero



+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1390ساعت   توسط نوبادي  | 

هرچي هست حكايت لحظه است...حكايت همين امشب

يه شب برف و يه شب بي خواب

يه شب مست و يه شب بي تاب

بوي اسكاتچ*

هيزم خيس / شعر سهراب

سپس

قدم در كوچه هاي سرد و باريك

پا برهنه روي برف و رقص تنهايي

چه خيالي ست اگر

خانه من كنج خيابان باشد

كافه اي از جنس من و بوي قهوه / جاي نوشتن باشد

ولي من امشب را

عريان و مست

در دل كوه و برف

كلبه اي خواهم ساخت

ولي من امشب را

ولي من امشب را

ولي من امشب را

 *اسكاتچ نوعي ويسكي...ويسكي با طعمي تلخ

* عكس از خانم " ميم "...رفيق همه دورانهاي من

Circo Cafe- Booye Scotch.Mp3 - Download


+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1390ساعت   توسط نوبادي  | 

مسافري براي تمام زمانها...آهنگي براي تمامي دورانها

"اين همان جادويي است كه هر آهنگي براي جاودانگي بايد داشته باشد"


+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت   توسط نوبادي  | 

شروعي دوباره..بي اميد و بي نااميدي

پست قبلي بيشتر براي امتحان بود

امتحان اينكه هي پسر وبلاگ نويسي يادت رفته يا نه

امروز دوباره رسمآ شروع كردم

مي تونستم با اون تيكه شاهكار از كتاب گراهام گرين

يعني عامل انساني شروع كنم

يا با اون گفته زيباي نيچه بزرگ

اول فيلم مهدي كافر

اما با اين شروع كردم

با اين غزل از رفيقم رسول...

پا ميذاريم تو دنياي سينما...تو دل سولوهاي موسيقي


کز کرده بود توی تنش حس خودزنی /

باران گرفت... و زنگ زد مرد آهنی


زن پشت خط: "الو...الو، صدات مبهمه، /

گفتم الو... قطع کنم... یا حرف میزنی؟!"


خش داشت مرد، تکیه به اندوه داد و گفت: /

"بانو، منم، دوباره آمده ام باورم کنی


روحم گلوله خورده و در حال تجزیه، /

تزریق میشود به رگ ساعت شنی


که هر دقیقه، خسته، نفس کم می آورد /

محتاج جذب عطر تو، همخون ناتنی!


دست خودم که نیست، دلم مست کرده است /

آن هم فقط به یاد تو، مشروب ارمنی!"


ــ لطفن امون بده... کجا پرسه میزدی /

دو سال آزگار و... هنوز عاشق منی؟!


رفتی که بعد مدتی با دستِ پُر بیای /

دیر اومدی عزیز، الکی زور میزنی


(در ذهن مرد خاطره زن مرور شد /

با چشمهای وحشی و لبخند دیدنی)


ــ مغلوب جاده ها شدم و مسخ زندگی /

رفتم به احترام تو همزاد روشنی!


وقتی خمار و تشنه خون شد خدای عشق، /

من خط زدم به روی خودم تا تو نشکنی


هی دست و پا زدم به غلط توی باتلاق /

انبار کاه و... عجز من از کشف سوزنی


پشت چراغ قرمز تقدیر این غرور، /

خواهش شد و مچاله و از جنس منحنی


دلمرده، غریبانه، غزل گریه کرده ام /

دست کسی دراز نشد جز به دشمنی


تردید دارکوب که نوک زد به چوب دار، /

هشدار داد: دور تنت تار می تنی


دلشوره داشتم که تو را باد میبرد /

نامطمئن که از دل من دل نمی کَنی


تقصیر آستین کسی نیست نازنین! /

آبستنی از عشوه و خنجر، فقط زنی


(یک قطره اشک صورت زن را شکار کرد) /

ــ شاعر! کجای کاری و مشغول گفتنی؟!


باشه، قبول، من کم آوردم، ولی تو هم /

غرق توهمی و غلط فکر می کنی


بد روزگاریه... که نجنبی فنا شدی /

ناچار دل بریدن و از یاد بردنی


کی گفته آس و پاس بمونم تموم عمر /

دل خوش کنم به کلبه ای از چوب بستنی؟!


جونم به لب رسید که عشقم زرشک شد /

دنیای من عوض شده، تو مثل قبلنی


مجبور انتخاب شدم بین هیچ و هست /

قسمت نبود، دیگه چه افسوس خوردنی؟!


خب چی بگم، یه ماهه که من ازدواج... /

شرمندتم، حیف... برام غیرممکنی...


باید که با صدات خداحافظی کنم /

ممنون از اینکه گفتی و من هم شنیـ .../


نشنید مرد... بوق... و تو شعر ناتمام... /

آن سوی خط فاصله محکوم مُردنی!

+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1390ساعت   توسط نوبادي  | 

هي خواستم خودم رو كنترل كنم...نميشه
تمام روزم رو اگر بگذرونم و آهنگي اينچنين كشف كنم ،
به نظرم روز مفيدي داشتم...حتي هفته خوبي
با اون متن بي نظيري كه داره و اون روايت دوستي
اول آهنگ... گفتم عجب رفاقتي...
گفتم...مثل ابي و آق حسيني تو فيلم كندو
كاش رفيقي داشتيم كه اينجوري براي من مي خوند
تا كم كم رفت جلو
داستان و روايت رفت جلو
پيش خودم گفتم... نه..اين كه فقط رفاقت نيست
گفتم اين يك رابطه پدر و پسري است
پدر و پسري كه با هم رفيقم...يكي ان
تو كافه مي رن...آواز مي خونن...
حالا آخراي آهنگ اونجايي كه مرد بزرگ، داره مي ميره
و پسر بزرگتر شده...و پدر قبلن رفته انگار
ميرن...ميشينن تو آشپزخونه
و آواز مي خونن كه آره...روزش مي رسه لعنتي
و بهترين تصويري كه پسر از مرد از پدرش داره:
" مثل از جان گذشته هايي كه منتظر قطار نشسته اند"
و غير اينه كه قطار در معناي وسترن..يعني گذر زمان...

يعني مرگ؟


Desperadoes Waiting For A Train.Mp3-Download



+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1390ساعت   توسط نوبادي  |